سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
رنگارنگ

رنگارنگ



نگرش ژاپنی ها و ما به کار



ژاپنی ها:


اگر یک نفر می تواند کاری را انجام دهد، تو هم می توانی آن را انجام دهی.


اگر هیچ کس نمی تواند کاری را انجام دهد، تو باید آن را انجام دهی.



ایرانی ها:


اگر کسی می تواند کاری را انجام دهد، اجازه بده آن را انجام دهد.


اگر کسی نمی تواند کاری را انجام دهد، چرا ما وقتمان را برای آن تلف کنیم؟!


 


 


 


منبع :  راهکار مدیریت




¤ علی پورمحمود| ساعت 3:21 عصر چهارشنبه 23/1/91
نوشته های دیگران ( )

پنج راه برای جلوگیری از خستگی‌ کارمندان


هوا طی چند ماه آینده رفته‌رفته گرم خواهد شد. تابستان در راه است. بهار نیز در بسیاری از مناطق، فصلی گرم محسوب می‌شود. آیا فکری برای گرمای هوا کرده‌اید؟ حتما به تجربه می‌دانید که گرمای هوا تأثیر زیادی روی کارکرد کارمندان شما خواهد گذاشت.


گرما و سرمای زیاد باعث کاهش نیروی کار می‌شوند. این کاهش روی کلیت شرکت شما نیز تأثیر به‌سزایی می‌گذارد. پس باید به دنبال راه‌هایی برای جلوگیری از آن باشید. کمبود امکانات مناسب سرمایشی و گرمایشی در بسیاری از شرکت‌های کوچک خطری جدی برای آنها به حساب می‌آید. ما شرکتی را موفق می‌دانیم که بیش از همه به فکر نیرو و توان‌ کارمندان خودش باشد. کاهش توانایی‌های آنها تاثیری مستقیم بر رشد و توسعه‌ شرکت می‌گذارد. پس باید به فکر‌ خستگی‌ فیزیکی کارمندان‌تان باشید. البته یادتان نرود که این خستگی‌های فیزیکی به خستگی‌های روحی نیز منجر می‌شوند. پس یک مدیر شایسته باید بتواند در زمینه‌ روحی و روانی نیز مدیریت خوبی داشته باشد. درجه‌ حرارت هوا گاهی آن قدر گرم می‌شود که طاقت بسیاری از کارمندان سر می‌رود. شاید آنها حتی دیگر حوصله‌ انتقادهای سالم و صحیح را هم نداشته باشند. همه‌ کارمندان شما نیز یک روحیه‌ مشخص ندارند. افراد مختلفی در شرکت شما کار می‌کنند و شما به عنوان مدیر باید با همه‌شان سر و کار داشته باشید. پس اولا باید گفت که تغییرات هوا مساله‌ جدی برای هر شرکت است. امروزه شرکت‌های موفق رویکردهای خود را با تغییرات‌ فصلی نیز هماهنگ می‌کنند. اما در واقع نباید فقط به گرما یا سرمای شدید هوا فکر کنید. توانایی‌های فیزیکی کارمندان شما یک بخش از ماجرا است. بخش دیگر آن به توانایی‌های روحی آنها مربوط می‌شود. در نظر بگیرید که شما همواره باید با کارمندان‌تان سر و کار داشته باشید. آیا توانایی‌های روحی و روانی آنها را می‌شناسید؟ آیا برای شما فقط تجربه و مهارت مساله است؟ ما در اینجا پنج راه برای جلوگیری از خستگی‌ فیزیکی و روحی کارمندان شما ارائه می‌دهیم.
(1) هر کارمندی دوست دارد بر کار خودش کنترل کامل داشته باشد. او دوست دارد زمام امور خودش را در دستانش داشته باشد. او حتما پذیرای انتقادات مدیران بالارتبه هست، اما باید مسائل روحی را هم مد نظر قرار داد. ما معتقد هستیم که بهتر است استقلال کاری کارمندان حفظ شود. در این صورت، آنها آرامش بیشتری خواهند داشت. هرچه بیشتر به کار کارمندان‌تان سرک بکشید، آنها نیز زودتر عصبی و خسته خواهند شد. البته شما حق دارید که به عنوان مدیر در جریان امور باشید. اما آنها دوست دارند خودشان کارشان را انجام دهند. سعی کنید آنها را با نتایج کارشان قضاوت کنید. کمتر در امورات‌شان مداخله کنید تا روحیه‌شان را از دست ندهند. در فصل داغ تابستان خستگی فیزیکی آنها نیز افزایش می‌یابد و هر انتقادی می‌تواند این خستگی را تشدید کند.
(2) پیش از اینکه کارمندی را استخدام یا اخراج کنید، باید به فکر‌ مساله‌ خستگی او باشید. وقتی می‌خواهید کسی را استخدام کنید ابتدا باید به کارنامه‌اش در زمینه‌
کسب‌وکار نگاهی بیندازید. اما این کار ابدا کافی نیست. مهارت‌ها و تجارب او اهمیت بسیار زیادی دارند. اما باید یادتان باشد که شخصیت او نیز مساله‌‌ مهمی است. به باور ما، شخصیت کارمندان و توانایی‌های روحی‌شان بخش اصلی در استخدام یا حتی اخراج او محسوب می‌شود. شاید کسی که استخدام می‌کنید تجارب و مهارت‌های زیادی داشته باشد. اما چه بسا همین فرد توانایی‌های فیزیکی خوبی نداشته باشد. مطمئنا در شرایط سخت کار (همچون گرمای شدید تابستان) به او نیز سخت خواهد گذشت. نتیجه‌ استخدام چنین فردی ضرر به کل شرکت است. پس بهتر است به توانایی‌های فیزیکی و روحی یک فرد پیش از استخدام یا اخراج وی خوب فکر کنید.
(3) هر کارمند دو زندگی دارد. یک زندگی او به صورت شخصی است و زندگی دیگر او جنبه‌ای کاری دارد. شما نباید به کارمندتان فقط به عنوان نیروی کار نگاه کنید. اگر یک کارمند شرایط روحی خوبی در زندگی شخصی‌اش نداشته باشد، برای شما نیز خوب کار نخواهد کرد. برای همین بهتر است با کارمندان‌تان تا حد ممکن صمیمی باشید. باید بتوانید روابطی سالم و منطقی با آنها برقرار کنید. حتی در صورت لزوم باید از آنها بخواهید تا درباره‌ اوضاع و احوال‌ زندگی‌شان با شما درد دل کنند. به این ترتیب، شما می‌توانید به آنها کمک کنید و این کمک انرژی زیادی به آنها می‌دهد. شما باید به کارمندتان اطمینان دهید که سلامت و آرامش او در زندگی‌ شخصی‌اش هدف اول شماست. کارمند شما باید به شما به چشم یک دوست و همدل نگاه کند و نه یک مدیر سخت‌گیر. در این صورت، شما می‌توانید بخشی از فشارهای روحی و فیزیکی او را کم کنید. او نیز به نوبه‌ خودش خواهد توانست تمام تلاش‌اش را برای شرکت به خرج دهد.
(4) همواره به انتظارات خودتان از کارمندان‌تان خوب فکر کنید. نباید از هر کارمندی یک انتظار ثابت و مشخص داشت. شاید یکی از کارمندان شما اهل‌ معاشرت نباشد. شاید کارمند‌ دیگری خیلی زود عصبی شود. شاید یکی دیگر از کارمندان شما توانایی‌های فیزیکی کمی داشته باشد. و چه بسا یکی دیگر از کارمندان ماهر و خوش‌ذوق شما در زمستان نتواند به خوبی پاییز کار کند. از هر کارمند به اندازه‌ توانایی‌های روحی و فیزیکی‌اش کار بخواهید. در این صورت، آنها نیز به خوبی می‌فهمند که باید دقیقاً چه کاری را برای شرکت انجام دهند. آنها باید مسوولیتی را در شرکت برعهده بگیرند که از آن لذت می‌برند. پس بهتر است قبل از طرح‌ انتظارات‌تان با آنها هم مشورت کنید. حرف‌های آنها و علایق‌شان را خوب بشنوید و سپس ایده‌هایتان را به آنها منتقل کنید. سعی کنید یک مشاور خوب برای فعالیت‌های آنها باشید و شرایط‌ روحی و روانی‌شان را خوب درک کنید. هرگز فراموش نکنید که یک مدیر موفق باید یک روانشناس موفق نیز باشد.
(5) سعی کنید ارتباط‌های مناسبی بین اعضای شرکت برقرار کنید. شما باید بتوانید اعضای شرکت را به همدیگر نزدیک کنید. یک مدیر ترسناک و سخت‌گیر هرگز نمی‌تواند روحیه‌ همکاری را میان‌ کارمندان‌اش گسترش دهد. کارمندان باید حس کنند که می‌توانند به شما اطمینان و اعتماد کنند. بهتر است با روحیه‌ای شادمان همواره به جمع کارمندان‌تان بپیوندید و آنها را به همدیگر نزدیک کنید. باید به آنها نشان دهید که هدف شما نزدیکی همه‌ اعضای یک شرکت به همدیگر است. آخرین پیشنهاد ما این است که یک شرکت خوب باید به یک خانواده‌ خوب بدل شود.


 


 


 


نویسنده: ریوا لسونسکی
مترجم: سیمین راد


منبع : روزنامه دنیای اقتصاد

 





¤ علی پورمحمود| ساعت 11:48 صبح یکشنبه 6/1/91
نوشته های دیگران ( )

پر رو بازی کلاغ و خرس


متن لطیفه

یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن کلاغه سفارش چایی میده چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار.


مهموندار میگه: «چرا این کارو کردی؟»


کلاغه میگه: «دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی!»


چند دقیقه میگذره باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده باز یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار


مهموندار میگه: «چرا این کارو کردی؟»


کلاغه بازم میگه: «دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی!»


بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره. خرسه که اینو میبینه به سرش میزنه که اونم یه خورده تفریح کنه.


مهموندارو صدا میکنه میگه یه قهوه براش بیارن. قهوه رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار. مهموندار میگه: «چرا این کارو کردی؟»


خرسه میگه: «دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی»


اینو که میگه یهو همه مهموندارا میریزن سرش و کشون کشون تا دم در هواپیما میبرن که بندازنش بیرون. خرسه که اینو میبینه شروع به داد و فریاد میکنه.


کلاغه که بیدار شده بوده بهش میگه: «آخه خرس گنده تو که بال نداری مگه مجبوری پررو بازی دربیاری!»



 
شرح لطیفه:


قبل از تقلید از دیگران، منابع، دانش، توانایی و نقاط قوت و ضعف سازمان خود را به دقت ارزیابی کنید.
 


 



منبع: راهکار مدیریت





¤ علی پورمحمود| ساعت 4:42 عصر یکشنبه 22/8/90
نوشته های دیگران ( )

شتر کنجکاو


متن حکایت



بچه شتر: چند تا سوال برام پیش آمده است. میتونم ازت بپرسم مادر؟


شتر مادر: حتماً عزیزم. چیزی ناراحتت کرده است؟


بچه شتر: چرا ما کوهان داریم؟


شتر مادر: خوب پسرم. ما حیوانات صحرا هستیم. در کوهان آب و غذا ذخیره میکنیم تا در صحرا که چیزی پیدا نمیشود بتوانیم دوام بیاوریم.


بچه شتر: چرا پاهای ما دراز و کف پای ما گرد است؟


شتر مادر: پسرم. قاعدتاً برای راه رفتن در صحرا و تندتر راه رفتن این مدل پا را داریم.


بچه شتر: چرا مژه های بلند و ضخیم داریم؟ بعضی وقتها جلوی دید من را میگیرد.


شتر مادر: پسرم. این مژه‌ های بلند و ضخیم یک نوع پوشش حفاظتی است که چشمهای ما را در مقابل باد و شنهای بیابان محافظت میکنند.


بچه شتر: فهمیدم. پس کوهان برای ذخیره کردن آب است برای زمانی که ما در بیابان هستیم. پاهایمان برای راه رفتن در بیابان است و مژه هایمان هم برای محافظت چشمهایمان در برابر باد و شنهای بیابان است...


بچه شتر: فقط یک سوال دیگر دارم.....


شتر مادر: بپرس عزیزم..


بچه شتر: پس ما در این باغ وحش چه غلطی میکنیم؟


مهارتها، علوم، توانائیهاو تجارب فقط زمانی مثمر ثمر است که شما در جایگاه واقعی و درست خود باشید.


الان شما در کجا قرار دارید؟



شرح حکایت



توانمندیها ، مهارتها ، تحصیلات ، تجربیات و استعدادهای انسان نقش بسیار مهمی را در پیشرفت و ارتقاء شغلی وزندگی او دارد. به عبارت دیگر موارد ذکر شده پتانسیل لازم جهت حرکت و رشد را فراهم می نماید. لیکن این حرکت نیاز مند بستر و مسیر مناسب نیز می باشد. چنانچه فرد در محل مناسب ، مکان مناسب و زمان مناسب قرار گیرد می توان انتظار داشت که تمامی پتانسیل وجودی وی در جهت رشد و تعالی شغلی ، شخصیتی ، اجتماعی و... بکارگرفته شود. بدیهی است در صورت محقق نشدن شرایط ذکر شده امکان رشد و شکوفائی کامل انسان بسیار کم می گردد. یکی از وظایف بسیار مهم مدیران و رهبران شناسائی استعدادهای کارکنان و فراهم آوردن شرایط رشد و پرورش و بکارگیری آنها در سازمان ودر جهت اهداف سازمان می باشد. انسانها هر یک معدنی از طلا و نقره هستند که می بایستی ابتدا کشف و شناسائی شده و سپس با صرف هزینه به بهترین شکلی به تعالی رسانده شوند و همچون نگینی بدرخشند.


 



منبع  :  راهکار مدیریت




¤ علی پورمحمود| ساعت 9:35 صبح دوشنبه 7/6/90
نوشته های دیگران ( )

الاغ پیر فرصت طلب


متن حکایت


کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی توی یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از تو چاه بیرون بیاورد. برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زود تر بمیرد و زیاد زجر نکشد.


مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما الاغ هر بار خاکهای روی بدنش رو می تکاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد سعی می کرد روی خاکها بایستد. روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه چاه رسید و بیرون آمد.


شرح حکایت


مشکلات زندگی مثل تلی از خاک بر سر ما میریزند و ما مثل همیشه دو اتنخاب داریم. اول اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود.


الاغ در روبرو شدن با یک مشکل (زنده به گور شدن)، به شکل ظاهری آن که تهدید بود توجه نکرد بلکه با رویکرد متفاوت جنبه فرصت آن را یافت و از آن بهره برد.


 


 



منبع : راهکار مدیریت




¤ علی پورمحمود| ساعت 8:39 صبح سه شنبه 28/4/90
نوشته های دیگران ( )

تغییر شکل جمله


متن حکایت
روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته بود و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو خوانده می‌شد: "من کور هستم لطفا کمک کنید."


روزنامه‌نگار خلاقی از کنار او می‌گذشت. نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد.


عصر آن روز، روزنامه‌نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدمهای او، خبرنگار را شناخت. از او پرسید که بر روی تابلو چه نوشته است؟


روزنامه نگار جواب داد: "چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم" و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد.


مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی خوانده می‌شد: "امروز بهار است، ولی من نمی‌توانم آن را ببینم."


 


شرح حکایت


 
وقتی کارتان را نمی‌توانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید. خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد. باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است. حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل، فکر، هوش و روحتان مایه بگذارید.


 


 


منبع : راهکارمدیریت




¤ علی پورمحمود| ساعت 5:44 عصر چهارشنبه 8/4/90
نوشته های دیگران ( )

خدمات پس از فروش



متن حکایت



فردی در حال ورشکستگی بود. مغازه گز و سوهان‌فروشی در کنار جاده بین‌شهری داشت. شب عید پارچه بزرگی به در مغازه زد. نوشته بود گز و سوهان با 4 ماه خدمات پس از فروش. مشتریان زیادی برای پرسش در مورد خدمات پس از فروش گز و سوهان به این مغازه مراجعه کردند و او با فروش بالا از ورشکستگی نجات یافت.


 


 


 


منبع : روزنامه همشهری




¤ علی پورمحمود| ساعت 4:30 عصر پنج شنبه 1/2/90
نوشته های دیگران ( )

بازی صندلی


متن حکایت
در مهد کودک های ایران 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن هر کی نتونه سریع برای خودش یه جا بگیره باخته و بعد 9 بچه و 8 صندلی و ادامه بازی تا یک بچه باقی بمونه. بچه ها هم همدیگر رو هل میدن تا خودشون بتونن روی صندلی بشینن.


در مهد کودکهای ژاپن 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن اگه یکی روی صندلی جا نشه همه باختین. لذا بچه ها نهایت سعی خودشونو میکنن و همدیگر رو طوری بغل میکنن که کل تیم 10 نفره روی 9 تا صندلی جا بشن و کسی بی صندلی نمونه. بعد 10 نفر روی 8 صندلی، بعد 10 نفر روی 7 صندلی و همینطور تا آخر.



شرح حکایت
با این بازی ما از بچگی به کودکان خود آموزش میدیم که هر کی باید به فکر خودش باشه.


با این بازی اونا به بچه هاشون فرهنگ همدلی و کمک به همدیگر و کار تیمی رو یاد میدن


 


 


 


منبع : راهکار مدیریت




¤ علی پورمحمود| ساعت 2:2 عصر دوشنبه 16/12/89
نوشته های دیگران ( )


ناسا و مشکل خودکار


متن حکایت
هنگامی ‌که ناسا برنامه فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز کرد، با مشکل کوچکی روبرو شد. آنها دریافتند که خودکارهای موجود در فضای بدون ‌جاذبه کار نمی‌کنند. (جوهر خودکار به سمت پایین جریان نمی‌یابد و روی سطح کاغذ نمی‌ریزد.) برای حل این مشکل آنها شرکت مشاورین اندرسون را انتخاب‌کردند. تحقیقات بیش‌از یک دهه طول‌کشید، 12میلیون دلار صرف شد و در نهایت آنها خودکاری طراحی کردند که در محیط بدون جاذبه می‌نوشت، زیر آب کار می‌کرد، روی هر سطحی حتی کریستال می‌نوشت و از دمای زیرصفر تا 300 درجه‌ سانتیگراد کار می‌کرد.



روس‌ها راه‌حل ساده‌تری داشتند: آنها از مداد استفاده کردند!



شرح حکایت
این داستان مصداقی برای مقایسه دو روش در حل مسئله است.


تمرکز روی مشکل(نوشتن در فضا) یا تمرکز روی راه‌حل(نوشتن در فضا با خودکار).


 


 


 



منبع : راهکارمدیریت




¤ علی پورمحمود| ساعت 1:54 عصر یکشنبه 19/10/89
نوشته های دیگران ( )

:: دسته بندی یادداشت ها::

10 راه برای کنار آمدن با شغلی که از آن متنفرید . 101 نکته مدیریت تغییر . 12 اعتقاد رهبران بزرگ . 12نکته برای کارکردن باخانمها . 17 توصیه مهم در مدیریت . 20 نوع رئیس . 21پند مدیریتی . 30 روز اول کار شما به عنوان مدیر . آدمخوار . آزمایشگاه ادیسون . آموزش حلال همه مشکلات نیست . آنچه یک رئیس باید بداند . از فوائد پاره آجر! . از مزایای وقت شناسی . استراتژی جودوئی . اسم شرکت های مهم کامپیوتری چگونه انتخاب شده است؟ . اصول مدیریت ژاپنی! . اهمیت گوش دادن . اول رئیس . ایاز عزیز . ایجاد نشاط در محیط کار . ایده بهبود توپ های دریایی . بازسازی دنیا . بازی پنج توپ . برخورد با شکستهای شغلی . برنامه ریزی در کارها مهمترین عامل پیروزی در کسب و کار . بزرگترین اصل مدیریت در دنیا . بگو چه می بینی؟ . به سمت ترفیع . به یک نفر با قوه تخیل قوی نیازمندیم . بهره وری یعنی مفید کار کنیم نه زیاد . بیسکوئیت . پرسش 45 دلاری . پنج راه برای تقویت قوای ذهنی . پنج ویژگی مدیر برای تیم سازی . پوشش خوب . پیمانکاری در بهشت و جهنم . تاثیر مثبت بر رئیس خود . تبلیغات در نقطه خرید چیست؟ . تدوین استراتژی و مدیریت . تصویر ذهنی . تعریف مشاغل . تغییر مدیریت در سازمانها . تغییر موقعیت . تفاوت‌های مدیران کارآفرین با مدیران سنتی . تفاوت‌های من و رئیسم . توقف بی انگیزگی کارکنان . تولید بدون کارخانه . ثروت سازمانی . جایگاه مدیریت در نهج البلاغه . جایگاه نوآوری در مدیریت آینده . جرات تغییر؛ آغاز پیشرفت شغلی . چرا زنان مدیران بهتری هستند؟ . چرا کارمندان مطالعه نمی کنند؟ . چگونه ارتباط برقرار کنیم؟ . چگونه از دیگران انتقاد کنیم؟ . چگونه افرادی را که باهوش‌تر از شما هستند، مدیریت می‌کنید؟ . چگونه بر استرس در محیط کار غلبه کنیم؟ . چگونه به هدف بزنیم؟ . چگونه بهترین کارکنانم را حفظ کنم؟ . چگونه در بازی ارتباط برنده شویم؟ . چگونه رفتارمان را تغییر دهیم ؟ . چگونه یک اسم تجاری انتخاب کنید . چگونه یک مدیر دوست داشتنی باشیم؟ . چند دانه ی برنج . چند روز در سال کار می کنی؟ . چه تعداد از کارمندان خود را می شناسید؟ . چیزی به نام "شکست" وجود ندارد . حفظ کارمندان کلیدی در زمان تغییرات . حل مشکل چاله . خلاقیت و نوآوری در مدیریت . درس گرفتن از شکست ها . دعا کردن و سیگار کشیدن . ده دلیل اصلى شکست مدیران . دو گدا . دو نوع مدیریت . دور نمایی درمدیریت استراتژیک . دورکاری (کار از راه دور): مزایا و راهکارها . دیر گچین . دیوار ژاپن . راز موفقیت از زبان سقراط! . راز موفقیت مدیران موفق . راز موفقیت مرد کشاورز . راه های ساده، برای ‌رسیدن به موفقیت . راهب جوان و زن زیبا . راههای شاد زیستن برای زنان . رفتارهایی که رئیس شما را آزار میدهد . رمز موفقیت . زنان در عرصه مدیریت . زندگی خروسی . ساندویچ فروش و پسرش . سرعت یعنی این! . سرمایه اولیه . سکه پیروزی . سنگ جاده . سنگ های مرمر شما کدامند؟ . سه پاکت نامه . شانگهای یا پکن . شخم زنی مزرعه . شش مرحله هر پروژه . شما چطور خالی می کنید؟ . شما را چگونه می شناسند؟ . شیره مالیدن سر رئیس . طریقه برخورد با رئیس جدید . علل بی‌انگیزگی کارکنان چیست؟ . علل عدم صداقت در سازمانها . عوامل موثر بر وجدان کاری . فنون بازار یابی . قانون ارتباطات در محیط کار . قانون باورها . قدرت باور . قورباغه در نوک برج . قیمت تمام شده یک مدیر . کار و کوشش در اسلام . کارمند را در سفر می توان شناخت . کارمند شما چه رنگی است؟ . کدام مدیران بهتر تصمیم می‌گیرند؟ . کلاه ایمنی !؟ . کلید ارتباط با دیگران . گربه معابد بودایی . لزوم قدردانی از کارمندان . لطیفه . مار را چگونه باید نوشت؟ . ماهی تازه . مدیر اثر بخش . مدیر عامل . مدیر موفق . مدیر یا رئیس؟ . مدیریت ; جمع گوناگونیها . مدیریت آهسته ; فرصت نیست شتاب مکن . مدیریت استراتژیک، افق طلایی سازمان ( 1 ) . مدیریت استراتژیک، افق طلایی سازمان(2) . مدیریت استراتژیک . مدیریت استراتژیک ، افق طلایی سازمان (پایانی) . مدیریت استراتژیک افق طلایی سازمان(3) . مدیریت انرژی فردی . مدیریت ایرانی ... ! . مدیریت بر مافوق . مدیریت بهره وری در خانواده . مدیریت پول . مدیریت حسینی . مدیریت خرید و تدارکات در پروژه . مدیریت راهگشا . مدیریت زمان . مدیریت شطرنجی . مدیریت شفاف . مدیریت هنر است . مطالعه تطبیقی خواستگاری و بازاریابی . موانع ارتقای شغلی کارمندان متواضع . ناسا و مشکل خودکار . نامه انتقالی . نحوه رفتار و کنترل صحیح کارمندان . نکته های زندگی . نیاز مدیران در قرن تنوع . نیازهای مدیریت در عصر جدید . هر اندازه که بتوانی . هر کسی را بهر کاری ساختند . همه همسران من! . هنر مردم داری . هوش فرهنگی؛ نیاز مدیران امروز . وقت کار فقط کار . وقت هرچه باشد طلا نیست ! . کار برد تکنولوژی ارتباط از راه دور در سیستم مدیریت نوین . کار گروهی . کارمند دانا و سازمان توانا .

:: آرشیو ::

مدیریت [86]
حکایت و لطیفه مدیریتی [62]
روانشناسی [37]
روانشناسی صنعتی [8]
موبایل [29]
کامپیوتر [18]
عمومی [20]

:: خبرنامه وبلاگ ::